چکیده
در طول تاریخ بشر از ادوار کهن تا به امروز هنر با دین در ارتباط و پیوندی ناگسستنی بوده است، در این میان موسیقی از جایگاه ویژه ایی برخو.ردار است طوریکه در میان اکثر آیینهای مرسوم در جهان و بویژه خاورمیانه دخالت این عنصر را شاهدیم. از جمله این سازهای آیینی می توان به دف، شمشال، دهول و تنبور اشاره کرد که در میان کردان و علی الخصوص دروایش، صوفیان و پیروان آیین یارسان به کار برده می شود. خاستگاه و مهد ظهور تنبور منطقه کرمانشاهان و بویژه پیروان آیین یارسان یعنی متکلمان لهجه گوران نو است، ما تنبور را با آیین یارسان (اهل حق) می شناسیم و اینچنین به نظر می رسد که این ساز با آیین یارسان و پیروان آن در کرمانشاهان و بویژه صحنه و دالاهو در ارتباطی عمیق است و به هم گره خورده اند.
در این تحقیق از روش اسنادی با اتکا به منابع کتابخانه ایی، مشاهده و تحلیل cd های اساتید تنبورنواز و مطالعه میدانی استفاده شده است.
بنابر مدارک و اسناد بدست آمده استفاده از ساز تنبور به شش هزار سال قبل و نینوا/موصل ب می گرد. فرض ما بر این است که تنبور سازی است آیینی و در ارتباط تنگاتنگی با دین یارسان می باشد چنانکه همواره در مراسمات جم نشینان، بر سر مزار بزرگان آیین (از جمله سلطان ساق / اسحاق و بابایادگار)، در اعیاد آیینی و در مراسمات سوگواری عزیزان و رفتگان، این ساز حضور خود را اعلام می کند. ساز تنبور در اساس خاص یارسانیان و بویژه گوران زبانان است و از قدمتی دیرینه برخوردار است.
کلید واژگان: تنبور، گوران، یارسان.
تعاریف
قلخانی: قلخانی طایفه ایی از کردهای گوران زبان ساکن کرمانشاه هستند که پیرو آیین یارسان هستند، تعداد کثیری از رهبران بزرگ مذهبی یارسانیان از این طایفه می باشند به همین دلیل است که در اورمانات به پیروان این کیش قلخانی می گویند.
این طایفه شامل چهار تیره بزرگ بدین شرح می باشد :
قلخانی القاصی تفنگچی دانیالی اسپری حیدری و ...
یارسان: از دو کلمه یار + سان تشکیل شده است. واژه «سان» از واژه میدیایی ساتراپ به معنای فرمانروا و حاکم آمده است، چنانکه محمد بهاء الدین در کتاب «تاریخ هورامان» می نویسد که مادها به ساتراپ نشینان معروفند. در فرهنگ نامه های اروپاییها هم ساتراپ مادی همان فرمانروایان سرزمین مادا هستند. پیروان سان سهاک، یارسان نام دارند و به معنی یار و یاور سان می باشد چون سهاک هنگام حرکت از شاره زور به پردیور، جم خانه ایی را تشکیل داد، خانه ای یرا بنا کرد و بر آن اطراف حکمرانی می کرده است و به سان یعنی حاکم ملقب گردیده است (رستم، 2006: 28). از اسماء دیگر یارسان، اهل حق، کاکه ایی و آیین یاری است.
گوران : گوران ها استاد کشاورزي و باغداري بوده و منظور از کشاورزان کرد همان گوران زبانان مي باشند که بعدها سکونگاههای آنان توسط عشاير کوچرو منطقه از آنان غصب و تسخير شد.(مینورسکی، 1964). گورانها در مقایسه با دیگر کردها کشاورز نامیده می شدند. آنان در کنار کشاورزی به فعالیت وسیع فکری- فرهنگی پرداخته اند، کلمه گوران بر پیروان زردشت اطلاق شده است چنانکه آنان با تعالیم زردشت رو به کشاورزی و کشت و زرع آوردند پس کلمه «گوران» احتمالا از «گاو- ران» که بر کشاورزان دلالت دارد، برگرفته شده است. گورانها مردمانی بودند که همیشه عاشق فلسفه، ادبیات و دیگر علوم رور بودند چنانکه این سنت در میان آنان تا به امروزه باقی مانده است گرچه با گذشت چند قرن از حکومت اسلامی پیرو آیین اهل حق شدند.
مقدمه
چنانکه محمد معین در مقدمه فرهنگ فارسی می نویسد برای یادگیری زبان اوستا گویش گورانی مهمترین منبع می باشد و این نشان از ارتباط بسیار نزدیک این گویش با زبان مقدس اوستاست طوریکه عده ایی از محققین زبان متون اوستا را همان گورانی می دانند.
تنبور اين پير آیین، قرنهاست كه در ميدان هنر مو سپيد كرده است، با صداي تنبور تمام اسطورهها جان می گیرند و عناصر فرهنگی آیین مختص به خود را نمایان می کند. صوت مليح مجلس عاشقان و آواي آسماني سر سپردگان اهل حق است. این ساز از ديرينه ترين سازها و آلات موسيقي در جهان محسوب می شود. سابقه حضور آن در تاريخ با اتکا به داده های باستانشناختی، به زمان حکومت سومریانو اشوریان مي رسد و اين حضور تا زمانها ادامه يافته است چنانكه امروز در پهنه سرزمين ایران زمین و در محدوده مناطق «گوران نو» زبان هر مرید، پیر و عارفی که در راه حق گام می نهد با «هوهو» کردن و با بانگ تنبور آتش درون را فرو مي نشاند و سالكان طريق حق در مجالس ذكر و سماع بدان دست افشاني و پايكوبي مي كنند و مخموری خويش را به صبوحي آن برطرف مي سازند.
تنبور رايج در منطقه غرب ايران و عراق ، تنبور تيسفونی ناميده می شود که دارای کاسه ای گلابی شکل، دسته ای بلند و 12 تا 14 پرده می باشد و در مناطق مختلف استان کرمانشاهان از جمله شهر کرمانشا ، کرند غرب، گهواره، صحنه، ماهيدشت، دينور و ... و برخی روستاهای همدان و اسدآباد و نهاوند رايج است اين ساز در غرب ايران به وفور و در نواحی شمال عراق و شهرهای مرزی ترکيه و ايران در حد کمتری با نام ها و شکل های مشابهی ديده می شود (رضایی، 2006).
امروزه مرکز پرورش نوازندگان بنام و بزرگ تنبور، دو حوزه گوران و صحنه واقع در كرمانشاه است. این ساز در حوزه گوران و كرند به تَمُیَره و در صحنه به تَميَره در ميان اقوام لك لرستان به تمور معروف است. اين ساز، ساز آييني و مذهبي جامعه اهل حق (یارسان) به شمار مي رود و در مجلس نياز و حلقه پارسان تنبور ، تنها سازي است كه پروانه ورود دارد و ظاهرا از اوان پيدايش اين آيين از ملزومات حلقه ذكر آنان بوده است . اگرچه جز تنبور نوازان اهل حق، نوازاندگان غير اهل حق نيز اين ساز را مي نوازنند، اما اينان نيز تقدسش را ارج مي نهند و آن را گرامي مي دارند، دستش را مي بوسند و حرمتش را مي گذارند (حمیدی،۱۳۸٤).
تنبور
سازی است که بلندی آن بدون در نظر گرفتن نمونه های استثنا 85 تا 90 سانتیمتر می باشد و از کاسه،دسته،صفحه،سیم گیر،خرک دسته،خرک صفحه، دو یا سه گوشی دو یا سه سیم و 13 یا 14 دستان تشکیل شده است. کاسه این ساز را عموماً از چوب توت می سازند که انتخاب نوع چوب،یعنی اینکه از جنس چه توتی باشد خود دارای اهمیت خاص است (رضایی، 2006).
انواع تنبور :تنبور از شکل ظاهری دارای دو نوع است: 1- نوعی کاسه ی : یک تیکه است و ساخت آن بسیار مشکل است تنبور قدیم همه از این نوع بوده اند. 2- نوع چمنی: همان ترکه ای است که کاسه آن از تیکه های چوب درست شده است. مزیت آن این است که هم ساخت آن راحت تر است واگر از لحاظ کاسه آن مشکلی پیش بیاید تعمیر آن راحت تر است (خواجه وند، 2008).
اجزای تشکیل دهنده تنبور : در بالا این اجزا ذکر شد اما در اینجا درباره آنها مختصروار توضیحاتی می دهیم:
مقامات تنبور : 1- مقامهاي حقاني (كلام ، ياري) : اساسي ترين بخش موسيقي تنبور، موسوم به سرودهاي ديني اهل حق يا مقامهاي حقاني است كه نزد یارسانیان به كلام مشهورند. اين مقام ها تنها با تنبور و آواز اجرا مي شوند. هر كلام متن معيني دارد و اين متون از گفته ها و سروده هاي بزرگان یارسان (اهل حق) است. متون كلام ها عمدتا منظوم و هجايي می باشد و سروده هاي مذهبي آييني از متون آینيشان و بویژه كتاب نامه سرانجام نشات می گیرند. تعداد کلام های اصلی 72 مقام است . این کلام ها که به کلام های پرد یوری شهرت دارد، متعلق به دوره پیش از سلطان اسحاق تا زمان او هستند (حمیدی،۱۳۸٤) بنابر ارتیاط عمیق این ساز با آیین و مذهب گوران زبانان، به نظر می رسد که اساسا این ساز بدین خاطر ایجاد شده است یعنی حامل مستندات آیینی است.
2- مقام های باستانی (مجلسی) : تنبور نوازان گاه این مقام ها را غیر یاری، غیر کلام یا غیر حقانی می نامند. تنبور ، مهم ترین ساز اجرا کننده این مقام ها ست. بخشی از این مقام ها با سازهای سرنا، دهل، دوزله، نرمه نای و شمشال نیز اجرا می شوند که متاسفانه تعدادی از آنها به علت پیچیدگی و نامانوس بودن به دست فراموشی سپرده شده اند. بیشتر این مقام ها در کوک طرز نواخته می شوند (حمیدی،۱۳۸٤).
3- مقام های مجازی : مقام های مجازی را گورانی نیز می خوانند. ترانه ها، آهنگ های رقص و بسیاری از نمونه های مختلف موسیقی کردی در این بخش قرار می گیرد. این دسته از مقام ها تا حدی از دو دسته دیگر جدیدترند. مقام های مجازی اگرچه در مقایسه با سایر مقام ها از روحانیت کمتری برخوردارند اما از ویژگی های هنری بسیار والایی برخوردارند، مقام های مجازی با آواز، سرنا و دهل ، دوزله، نرمه نای، تنبک، شمشال و کمانچه نیز اجرا می شوند. این مقام ها از تنوع شگفت انگیزی برخوردارند و به عبارتی گسترده ترین بخش موسیقی کردستان و کرمانشاهان را می سازند (حمیدی،۱۳۸٤).
جدول شماره (2)- مقامات 72 گانه تنبور
|
طرز یاری شاخوشینی تنه میری بابا ناووسی1 بابا ناووسی2 بابا ناووسی3 شیخ امیری1 شیه امیری2 خاموشی عابدینی به یان ئو دیار هی لاو تشی وه شان یار حق حق هو هو هو سلطان دینه لاو هی لاو آقا یار داوی حق داوی هانای فریای رس داوی هو هو یار1 هوهو یار 2 علی علی هو هو هی دوس خاص بژه نه سّر خه یوی پیش ره وی پردیوری خه یالا مه سا هی ایمانم یار ها ها 1 ها ها 2 سلطان دینه چل ته ن چلانه 1 چل ته ن چلانه 2 داوود نه کویره ی هی گیان حه قه ن حه قه ن سه ر طرز یاران وه باطن دو والا فانی فانی 1 فانی فانی 2 لامی لامی یار داوود هی گیان هی ده یار ده یار ایمانم یار داسی وت والا عالی گرز ویش جم نیان دوسان سه ی مامه ی به رو دیوانی تا لا سواران بله ها بله ره ژیان دالاهو یاران جم نیان شاه مه یو یار دیده کانی بنیامین پبره سائل ای سائل گول وه خاک هجرانی گله وه دره پا وه موری1 پا وه موری 2 الون طرزروسه م مجنونی باریه سحری ساروخانی قه طار باریه مامه سی خانی فلامرز سلطانی چپی سوار سوار سماع سملی سماع خان امیری قره چوپی ها |
|
مقامات مجلسی تنبور |
|
|
جلوشای قطار سملی سماع سوار سوار غریبی چپی مامه سی خانی فرامرزسلطانی | |
|
از جمله سازندگان تنبور |
|
گهواره: خانواده فرمانی، مرحوم استاد حسین، مرحوم استاد چنگیز فرمانی. استاد اسدالله فرمانی و برادران فرمانی، کرند: مرحوم استاد ابراهیم کاوه خانواده کمالی : فریدون، عادل و عامر حمید عیسایی استاد قادر منهویی کیانوش شاو ویسی. صحنه: عبدالرضا رهنما، خدامرادمرجانی، مرحوم جمالی. |
اهل حقهاي گوران بر حفظ 72 مقام حقاني تنبور بسيار تاكيد دارند، از جمله اساتیدی که هر 72 مقام را به اجرا در می آورد علی اکبر مرادی است.
علیرضا فیض بشی پور از جمله اساتید مهم در عرصه تنبور نوازی است نتیجه سال ها مطالعه و تحقیق استاد فیض بشی پور در مقام ها و نغمات تنبور در آلبوم آواز اساطیر(شاهنامه کردی) به خوانندگی استاد شهرام ناظری نمایان است (رحیمی صادق، 1386).
تصویر شماره (1)- استاد شهرام ناظری از تنبورنوازان بنام یارسانی
از جمله اساتید بزرگ دیگر در حوزه تنبورنوازی می توان بدینها اشاره کرد: سید خلیل عالی نژاد، سید ولی حسینی، سید قاسم افضلی، سید محمود علوی، سید محمد احمدی، سید امرالله شاه ابراهیمی، طاهر یارویسی، درویش عابدین خادمی، محمدرضا درویشی، سید مسعود حسینی، شاه ابراهیمی، طاهر يارويسي، گل نظر عزيزي، درويش امير حياتی، مظفر برنجی، عادل كمالي، داود عزیزی. تصویر شماره (2)- استاد عالی نژاد تصویر شماره (3)- سید قاسم افضلی
تاریخچه تنبور
بر اساس شواهد و قرائن تاريخي شايد ساز تنبور از قديمي ترين آلات موسيقي ساخت بشر باشد، نگاره سنگي مرد تنبور نواز در شهر نينوا پايتخت تابستاني آشور قدمت آنرا بين 5 تا 7 هزار سال نشان مي دهد (kerend.net).
نگاره سنگي مرد تنبورنواز در شهر نينوا (موصل کنونی).
پیکر تنبورزن سفالی که در شوش سال 1500 قبل از میلاد یافت شده است.
اکثر محققين معتقدند که اکثر سازهای زهی از تنبور مشتق شده اند چنانکه «هلم هلتز» محقق آلمانی در اين زمينه می گويد: «پرده بندی تنبور ، پايه و اساس موسيقی ايرانی بوده که در زمان ساسانيان شکل گرفته و بی سبب نيست که اين ساز را پدر «تار» ناميده اند.
تنبور در زمان اشکانيان و ساسانيان از جايگاه رفيعی بر خوردار بوده است به طوری که ايرانيان نويسد: می عصرخسروپرويز موسيقی درباره الملاهی و اللهو رساله در خرداد معمولا عود را با نای و زنای را با طنبور و... می نواختند. در فرهنگ دهخدا سازهای زمان ساسانيان عود، نای، تنبور، مزمار و چنگ معرفی شده اند، مسلما در زمان خسروپرويز تنبور بسيار مورد توجه بوده و تصاوير حک شده بر ديوار عمرا که نوعی تنبور در آن قابل تشخيص است نيز مبين اين ادعاست(رضایی، 2006).
آرتور كريستسن سن در کتاب « ايران در زمان ساسانيان» نام ابزار موسيقي ايران را چنين آورده : بربط ، نای ، مزمار ، چنگ (حمیدی،۱۳۸٤).
تنبور در کارنامه اردشیر بابکان: بعداز حمله اسکندر مقدونی و برچیده شدن سلسله هخامنشی و در زمان حکومت ملوک الطوایفی اشکانیان، در سرتاسر ایران ۲۴۰ کدخدا بود که هر کدخدایی قسمتی از ایران را اداره می کرد.اردوان کدخدا و حکمران سرزمین پارس بود.آوازه ی اردشیر به گوش اردوان رسیده بود او را به پارس دعوت کرد و مدت ها پذیرای او بود روزی در شکارگاه اردشیر گوری را نیک بزد، مردم جویا شدند که کار کیست، اردوان گفت کار من است اردشیر از دروغ او برآشفت و با او به ستیزه برخاست.اردوان اردشیر را در ستورگاه زندانی کرد اردشیر در زندان اوقات خود را با تنبور نوازی و آوازخوانی سپری می نمود (رحیمی صادق، 1386).
تنبور در رساله درخت آسوریک: این رساله یکی از کهن ترین متون فارسی میانه است و متن آن عبارتست از مناظره ی درختی با یک بز. بعضی درخت آسوریک را درخت نور معنی کرده اند، عده ای آن را درخت خرما پنداشته و بز را گاو و برخی گوزن دانسته اند. این منظومه شامل121 سطر یا بیت است که در آن به تنبور به صورت نیکویی اشاره شده است.در سطر 101 از این مناظره نام پنج ساز کهن ایرانی از جمله تنبور ذکر گردیده است (رحیمی صادق، 1386).
در دایرۀالمعارف باستانی بندهش در خصوص صدای ساز آورده اند: وین بانگ آن است که پرهیزکاران نوازند و اوستا برخوانند بربط و تنبور و چنگ و هر ساز زی دیگر که نوازند وین خوانند (رحیمی صادق، 1386). تنبور در رساله ی خسرو قبادان و ریدک: چنانچه در دانشنامه ی ارزشمند فرهنگ و هنر ساسانی موسوم به خسرو قبادان و ریدک آمده،خسرو پرویز شاه ساسانی برای مصاحبت خود جوان ادب آموخته ای موسوم به ریدک که از موسیقیدانان آن زمان است را به مصاحبت برگزیده در ضمن گفت و شنود در چند فراز به تنبور اشاره شده است (رحیمی صادق، 1386).
در دایرةالمعارف بریتانیکا در مورد تنبور چنین آمده است: تنبور سازی شرقی و از خانواده ی عود است، دسته ای بلند دارد و دارای دو یا سه سیم که با انگشت به صدا درمی آید در قدیم دو نوع تنبور وجود داشته است.کاسه ی نوع اول بصورت گلابی بوده و این نوع تنبور بیشتر در نواحی ایران و سوریه رواج داشته و از طریق ترکیه و یونان به اروپا راه یافته است، نوع دوم دارای کاسه ای بیضی شکل بوده و بیشتر در مصر رواج داشته ولی در ایران و کشورهای آفریقای شمالی هم وجود داشته است، قديميترين نشانه هاي موجود از اين ساز در مشرق زمين نقشهايي است كه از تپه هاي «بني يونس» و «كيوان» واقع در شهر موصل به دست آمده است (حمیدی،۱۳۸٤).
در فرهنك كامل آلات موسيقي «زاكس» آمده است: تنبور فارسي و كردي و عبري به شكل تخم مرغ است و دسته بلند دارد (حمیدی،۱۳۸٤). هم چنانکه «ريمان» اشاره می کند اين ساز در هندوستان «تمبوري» ناميده مي شود كه بيشك همان تنبور ايراني است. در ايتاليا آنرا «تمبورو» و در قفقاز «تمپور» گويند (حمیدی،۱۳۸٤).
«ابن زیله» که از شاگردان ممتاز ابوعلی سینا بوده اثری به زبان عربی در خصوص موسیقی نوشته است موسوم به (الکافی فی الموسیقی) در قسمتی از کتاب یاد شده که برای معرفی و شرح آلات موسیقی اختصاص یافته،ضمن معرفی ساز های زهی به تنبور اشاره شده است که ترجمه فارسی آن به این قرار است:«دسته ای از ساز ها زهی هائی هستند که در محل استخراج نغمه های آنها دستان هایی بسته شده است که با انتقال و گردش انگشتان بر روی آن دستان ها نغمه های مورد نظر بدست می آید مانند عود و تنبور» (رحیمی صادق، 1386).
فارمر مي نويسد : با انتشار دين اسلام به اكناف عالم، تاثير ايران در آلات موسيقي به همه جا رخنه كرد و حتي در نقاطي هم كه اسلام انتشار نيافته بود راه يافت، يعني از طرف مشرق به سواحل اقيانوس اطلس و از شمال به سيبري و از جنوب به هندوستان و جزاير شرقي هند نفوذ كرد. تنبور كه در ممالك مجاور ايران به«تنبوره» معروف شد به تدريج به چين رسيد و موسوم به «تنپولا» گشت. در يونان آنرا «تام پوراس» ناميدند. از يونان به آلباني رفت و آنرا «تامورا» خواندند . در روسيه آنرا «ومبرا»، در سيبري و مغولستان «دومبره / دمبوره» نام نهادند و در بيزانس معروف به «پاندورا» شد. ساير اقوام اروپايي توسط بيزانس با اين ساز آشنا شدند . اين ساز در تركيه و هندوستان هم رواج يافت (حمیدی،۱۳۸٤).
در کتاب تمدن ایرانی نوشته ی چند خاورشناس بزرگ از منزلت موسیقی ساسانی بحث شده است، در این کتاب از اسامی سازهای آن زمان یاد شده است که در بین آنها به تنبور بزرگ هم اشاره شده است (رحیمی صادق، 1386).
در فرهنگ معین در خصوص لغات تنبور،تنبوره و طنبوره آمده است:تنبور(tanbur).........یکی از آلات های موسیقی ذوی الاوتار که دسته ای دراز و کاسه ای کوچک مانند سه تاردارد.تنبوره(tanbure) (تنبور=طنبور) سازی است از خانواده آلات موسیقی رشته ای مقید که کاسه ی طنینی و دسته ی آن از سه تار بزدگتر و طویل تر است و چون دارای دو رشته سیم است به آن دو تار نیز می گویند نوازنده با سر انگشتان دست راست تارها را به ارتعاش می آورد (رحیمی صادق، 1386).
در لغت نامه آنندراج در خصوص تنبور آمده است: طنبور یا تنبور ساز معروف و این معرب تونبره که لغت هندی است به معنی کدوی تلخ و چون این ساز را در اصل از کدو ساخته اند (رحیمی صادق، 1386).
در لغت نامه برهان قاطع در معنی لغت تنبور آمده است:تنبور بر وزن زنبور سازیست مشهور و معرب آن طنبور باشد...در جای دیگر از همین کتاب غندور نوعی تنبور معرفی شده است (رحیمی صادق، 1386).
علامه قطب الدین محمود شیرازی در دانشنامه ی معروف خود موسوم به (درة التاج لغزة الدباج) که در علوم گوناگون و به زبان فارسی نوشته شده است،در جمله ی چهارم که به علم ریاضی پرداخته قسمتی را به فن چهارم یعنی موسیقی اختصاص داده که خود مشتمل است به مقدمه ای و پنج فصل،در قسمتی از مبحث استخراج شده اجناس به تنبور نیز اشاره نموده است:«اکنون ببایذ دانست کی آلات موسیقی هر جند متعدد است اما فی الجمله دو نوع بوذ،آلات مهتزه و آلات ذوات النفخ بحسب اسباب حدوث نغمه جنانک معلوم شد و آلات مهتزه دو نوع بوذ،ذوات اوتار مانند سازها مشهور عود و جنگ و نزهه و قانون و رباب و طنبور و غیر آن ... » (رحیمی صادق، 1386).
در کتاب سرگذشت موسیقی ایران نوشته ی روح الله خالقی در مورد تنبور آمده است: ساز دیگری در ایران بنام تنبور سابقه ی قدیم دارد ...این ساز دو سیم داشته و مضرابی بوده و با انگشتان دست راست نواخته می شده هم اکنون در کرمانشاهان معمول است .دسته ی تنبور راست و بلند است .عده ی پرده های آن کمتر از تار است .شکل تنبور همه جا در نقاشی های قدیم بخصوص در مینیاتورها دیده می شود و کاسه ی آن از جنس چوب است، دهانه ی آن هم پوست ندارد مثل سه تار ولی کاسه اش بزرگتر است به شکل یک نصفه خربزه بنظر چنین می رسد که سه تار از نوع تنبور بوده با این تفاوت که تنبور را با چهار انگشت دست راست، بدون شصت بصدا در می آورند ولی در سه تار، ناخن سبابه عمل مضراب را انجام می دهد (رحیمی صادق، 1386).
در کتاب سازهای ملی نوشته ی عزیز شعبانی جلد دوم فصلی به تنبور و مشتقات آن اختصاص یافته که به معرفی تنبور و سازهای هم خانواده اش پرداخته است که به قسمتی از آن اشاره می شود: تنبور سازی است زهی با دسته ای بلند شبیه به سه تار ...در حال حاضر دارای چهارده پرده می باشد. این ساز را مانند دوتار محلی با پنجه می نوازند ولی ریزه کاری های بخصوصی دارد که در دوتار معمول نیست ...تنبور بیشتر مورد استفاده دراویش کرمانشاهان قرار می گیرد که نواهای مذهبی خود را بطرز جالبی با آن می نوازند، صدای کم عارفانه ی تنبور در این مناطق توام با دف است (رحیمی صادق، 1386).
در کتاب شعر و موسیقی و ساز و آواز در ادبیات فارسی نوشته ی ابوتراب رازانی در مورد معرفی تنبور آمده است: تنبور از سازهای قدیمی ایران دارای دسته ای بلند و شکل گلابی بوده ابتدا دو وتر داشته و سپس تا شش تار رسیده است.قدیمی ترین نقش این ساز در تپه ی بنی یونس در حوالی موصل مربوط به سه هزار سال پیش بدست آمده و شباهتی کامل بین این ساز و تار مشهور، مشهود است (رحیمی صادق، 1386).
تنبور و آیین یارسان
زبان نوشتاری متون مقدس یارسانی همانند آیین پردیور / نامه سرانجام، دفاتر، کلام ودیگر سروده ها و نوشته های یارسانی اکثرا به زبان گورانی است، این زبان از نظر لغات و معانی به زبان مقدس متون اوستا شباهت بسیار زیادی دارد چنانکه بعضی از محققین معتقدند که گویش گورانی همان زبان رسمی کتاب مقدس اوستا هم هست از جمله محمد امین زکی، احسان نوری و گیو مکریانی این نظر رادارند .(بورکه ایی، 1361: 71).
گاتها در اوراد مزداپرستان به صورت آهنگین براساس ضرب حروف مصوت و ترجیحا درمعبد (آتشکده)خوانده می شد چنانکه اشعار و متون مقدس آیین پردیور هم با لحنی آهنگین و به همراه ساز آیینی تنبور در معبد یعنی جم خانه سروده می شود و همانند گانها هجایی می باشند (دورینگ، 1378: 20).
نزد پیروان یارسان (اهل حق ) این ساز تهمیورهTamőră نامیده می شود پیران حقیقت و سادات صاحب نفس قسمت اعظم مجامع ذکر و مجالس موعضه را با این ساز دمساز گردیده و اندرزها ونصایح و اشارات لازمه طریق مریدان با آوای مخصوص و به همراهی نغمات ملکوتی این ساز به گوش جان آنها می رسانند. آئین یارسان بر آنست که تو او ناله تنبور با روحی آدمی سخت عجین است تا بدانجا که بزرگان این سلسله به آن (ندا الحق) می گویند . چون روح از تشریف به پیکر آدم خوداری می نمود . جهت ترغیب روح برای اجرای امر به اشاره حضرت حق فرشته اعظم (مقام طرز) را با تنبور نواخت. روح با شنیدن آن آهنگ حقانی سر خوش می گردد.
آموزش تنبور برای عموم جامعهی یارسان بطور عام و خاص نوعی وضیفه به حساب می آید. مقامات خاص خود را دارد، تنبور شخس اصلی است موضع اصل این مطلب شناخت تنبور است و واضع است که تنبور گوشهی از عرصهی پهناور موسیقی را فرا می گیرد. یارسان در محافل آئین خویش با تنبور به اوج جذبه و شور می رسند و آن حرکات عجیب و باور نکردنی را با آوای تنبور انجام می دهند رد پا و پیشینهی این ساز با شکوه به دو صورت در خانهقاها و جم خانه ها، و... تجلی و بروز دارد گونهای به صورت ملایح در اوصاف انبیا و اولیا و نقزل اشعار عارفانه در باره مراحل سیر و سلوك و مقام پیر و مریود شد و در تجلی عارفانه یارسان با صدای گرم و جانسوز خوانده می شود . نو ع دیگر خوانده اشعار عارفانه و تمزل عاشقانه یا وحدت وجود است که با همراهی تنبور نواخته می شود و مراسم دوعا و ذکر با حرکت سر و نوع سماع همراه است این ساز ... مریود را به تمرکز درونی و تسلط بر نفس و تصرف در حال و درون گرائی را نمود می گردد . اگر در طالب جستجوی این گونه موسیقی ناب و زلال هستیم باید تشنه در این مرحله و وادی گام بر داریم و به شناخت رمز و رازهای آن همت گماریم بی شک تا کسی به حقایق عینی و فلسفی و بینش های دراویش دالاهو دست نیاید نمی تواند زبان موسیقای آنان را که بیانگر حال و کیفیت باورهای آئین و اعتقاد آنان است به نضم در آورد . از آنجا یارسان نشانههای دور از آئین های ایران باستان در خود دارد و می توان داوری نمود که تمبور از سازهائی بوده است که در تمام دورانها مورد توجه بوده بویژه در آئین یارسان به کار رفته است پیروان یارسان لرستان میراث گرانبهای فرهنگ ملی ما را تا این زمان پاسداری کردهاند اگر چه کردار و اندیشه و گفتارشان رنگ آئینی داشته ولی منش هماهنگی از فرهنگ غنی و پر بار گذشته حکایت می کند . چه در پناه آئین و اعتقادات عرفانی خویش خود را از ورطهها و توفان ها زمان بیرون کشیدهاند. یارسان این اعتقاد برای ستایش اصیل سرودهای آئینی را با تنبور همراه می کنند ... و با این کیفیت الحان و مقاماتی از ساز اصیل کوردی را سینه به سینه نقل و نگهداری کردهاند . آن به عنوان وسیله ای برای نیایش به درگاه معبود و مدح و ثنانی مقشوق حقیق بهره می برند.
در میان ایرانیان باستان تنبور سازی بسیار مقدس بوده است چنانکه بر خی از آهنگهای آن همانند هفت خوان رستم، باربد، نکیسا و غیره دارای اهمیت بوده است اما این مراسم تنبور زنی تا امروزه در میان یارسان به عنوان وارثان این آیین و فرهنگهای ایرانی باقی مانده است به علاوه این مراسم با باورها و عقاید اهل حق که آیین خود را مربوط به عهد عتیق می دانند، مرتبط می باشد
بنا براین تقدس تنبور در میان یارسانیان و اینکه سازی صرفا آیینی می باشد ریشه فرهنگ کهن ایران دارد.
در قسمت کرد نشین ترکیه موسوم به دیار بکر نوعی از تنبور موسوم به باقلما با کاسه ای بزرگ و پنج تار و حدود بیست دستان رایج است که با مضراب نواخته می شود.در قسمت هایی از استان کردنشین سوریه موسوم به اکراو نوعی از تنبور موسوم به دیوانی کاربرد دارد. در شمال عراق هم نوعی تنبور دیوانی و نوعی دیگر بنام تمیره با کاسه ای کوچک و سیزده تا چهارده دستان با دو یا سه تار معمول است. در کردستان ایران ساز مورد نظر تمیره نام دارد با مشخصات تنبوری که در کردستان عراق متداول است (رحیمی صادق، 1386).
اکراد اهل حق که به تناسخ و دونادون ایمان دارند.....اجرای موسیقی در این فرقه با بیان اشعاری هجائی در وصف هفت دون و سایر پیروان اهل حق. جمع شدنهای آنان خود که معمولا در مرقد پیران و جمخانه است. در جمع خانه نقل و خرما و شیرینی نذر و نیاز می شود و همراه نغمه ی تنبور ها می خوانند و گاه گریه سر می دهند و این بیش از هر چیز کردار نیک،پندار نیک و گفتار نیک را ارج می دهند(رحیمی صادق، 1386).
در حال حاضر تنبور در استان کرمانشاهان و مناطق کرد نشين، ساز اساسی در تک نوازی و هم گروه نوازی می باشد و می توان ادعا کرد که بدون اين ساز، موسيقی عرفانی منطقه کرمانشاهان هيچ گاه معنای کاملی نمی یافت و همين امر چنان قداستی بدان بخشيده که در برخی مناطق بدون داشتن وضو آن را نمی نوازند و نوازندگان آن از گزيدگان قوم بوده و رای ارزشی معنوی در بين مردم می باشند (رضایی، 2006).
یارسانیان چنین می پندارند که چون روح از تشریف و دخول به پیکر آدم اول (ع)) خودداری می نمود به جهت ترغیب روح برای اجرای امر به اشاره حضرت حق فرشته ی اعظم مقام طرز را با تنبور نواخت ، روح با شنیدن آن آهنگ حقانی سرخوش گردید و مستانه به کالبد مذکور وارد گشت (رحیمی صادق، 1386).
کتاب موسیقی و ساز در سرزمین های اسلامی به چندین نوع تنبور اشاره نموده است در ضمن معرفی تنبور کردی آورده است که:سازیست با کاسه ی گلابی شکل و دسته ای بلند که در میان دراویش کردستان ایران و در مراسم مذهبی این فرقه (یارسان اهل حق) مورد استفاده قرار می گیرد(رحیمی صادق، 1386).
گرچه تنبور در اصل کارکردی دینی داشته و دارد اما در گذشته تنبور در مراسم مذهبي، جشنها،اعياد و استقبال از بزرگان و مقامات معنوي و نيز براي تهييج سپاه وترويج آئين فتوت وجوانمردي وبيدارنمودن باطن افراد استفاده مي كردند واينك نيز درمراسمات مذهبي وعرفاني به نواختن آن مي پردازند.ساخت تنبور در كرند با توجه به آداب و رسوم مردمان آن و قداست خاص آن در مراسمات و مجالس عرفاني از ارزش والايي برخوردار بوده است و در حال حاضر اساتيد هنرمندي در كارگاهها و غرفه هاي صنايع دستي شهر مشغول به ساخت اين ساز مي باشند.از نوازندگان بنام و صاحب سبك گذشته كه اكنون درقيد حيات نيستند در منطقه كرند ميرزاصيدعلي كفاشيان و آقاي عابدين خادمي و سيد احمد يادگاري و ... را مي توان نام برد (kerend.net).
نتايج پايان نامه كارشناسي سيد خليل عالي نژاد با موضوع « تنبور از ديرباز تاكنون» نشان می دهد که تنبور به هر كجا كه رفته اصل آن از ايران بوده است (حمیدی،۱۳۸2) سید خلیل خود یکی از مشهورترین هنرمندان در عرصه هنر و موسیقی است.
در متون کهن يارسان آمده است آن مرشد عالي جاه(سلطان سهاک) به تمامي نوازندگان حاضر در اردوي خود که هزاران نفر بوده اند امر فرموده بود که در يکي از اعياد مذهبي، در محلي واقع در کرانه هاي رود گاماسياب جمع شوند و سازهاي خود را براي شرکت در مجلس ذکر و سماع روحاني هم صدا نمايند. سلطان سهاک برزنجه اي در ق 8 هجري ارکان ياري را در قالب بيانات گهر بار خود موسوم به سر انجام ياري(کلام خزانه) در اختيار طالبين راه حق قرار داد. از جمله آن ارکان پذيرش و انتخاب تنبور از ميان تمامي ساز ها به عنوان يگانه ساز آييني سلسله مذکور بود ودستور تدوين ۷۲ مقام و سرود آهنگين ياري براي اجرا در جمع خانه که مکان تشکيل اجتماعات مذهبي ومجالس ذکر و سماع حقاني است ميباشد. بدين ترتيب تنبور نزد ياران اهل حقيقت چنان منزلتي يافت که ملقب به (ندا الحق) شد و چنين گرديد که سر سپردگان وادي مذکور چنان محترمش مي دارند که هرگز بي طهارت و خلوص ظاهر و باطن دست بر دستش ننهند و نهايتا بعداز هر نواختن دستش را بوسيده بر ديده نهند.
تنبور در حوزه گوران و كرند به تَمُيره و در صحنه به تَميَره ، در ميان اقوام لك لرستان به تمور معروف است . اين ساز، ساز آييني و مذهبي جامعه اهل حق (يارسان) به شمار مي رود و در مجلس نياز و حلقه يارسان تنبور ، تنها سازي است كه پروانه ورود دارد و ظاهرا از اوان پيدايش اين آيين از ملزومات حلقه ذكر آنان بوده است . اساسي ترين بخش موسيقي تنبور ، موسوم است به سرودهاي ديني اهل حق يا مقامهاي حقاني كه نزد پارسان به«كلام» مشهورند. اين مقام ها تنها با تنبور و آواز اجرا مي شوند. هر كلام متن معيني دارد و اين متون از گفته ها و سروده هاي بزرگان يارسان است. متون كلام ها عمدتا منظوم و هجايي است و سروده هاي مذهبي آييني آن از كتاب نامه سرانجام و ساير كتابهاي ديني اهل حق است. تعداد کلام هاي اصلي 72 مقام است . اين کلام ها که به «کلام هاي پرد يوري» شهرت دارند، متعلق به دوره پيش از سلطان اسحاق تا زمان او هستند. و از آنجا که تجمع يارسان (اهل حق) در گذشته بيشتر در منطقه گوران بوده ، مقام هاي تنبور اين منطقه تا حدودي اصيل تر باقي مانده است. یارسانیان در هنگام اجرای تنبورزنی به آن احترام فراوانی می دهند چنانکه بر سر تنبور پارچه سبزی را برای تقدس نهادن به این ساز می بندند و این نشان از تقدس آیینی این ساز دارد.
از قرائن و شواهد تاريخی و يافته های باستان شناسی بر می آيد که اين ساز قدمتی 6000 ساله دارد. مهم ترين سند تاريخی در اثبات ادعای مذکور، مجسمه ای است که در حين حفاری در نینوا (موصل کنونی) و حوالی مقبره حضرت دانيال نبی، واقع در شوش، به دست آمده است. پیکره شوش نشانگر دو مرد نوازنده است که در دست يکی از آنها تنبور قابل تشخيص است و قدمت اين اثر به قبل از ظهور حضرت موسی(ع) يعنی به 3 الی 4 هزار سال قبل از ميلاد مسيح می رسد. از جمله قديمی ترين نشانه هايی که از اين ساز در دست است ، سازهايی است که در تپه بنی يونس و کيون جيک واقع در حوالی شهر موصل بر روی ديوار ترسيم شده اند(رضایی، 2006).
اين ساز در اساس نه جنبه موسيقايى بلكه جنبه آئينى و نيايشى داشته است. اما با رکودی در دوران خلافت بنی امیه و عباسیان، از هزار سال پيش فردى به نام «شاخوشين» / مباركشاه لرستانىبا باز شن عرصه برای فعالیت اين ساز را معرفى كرد. مقام هايى كه وى هزار سال پيش به وجود آورد، هم اكنون در طى هزار سال توسط مردم منطقه حفظ شده است. تنبور را سمبل کلام حق میدانند و حرمت آن بدان پایه است که در میان یارسان به ندای الحق معروف است. تقدس این ساز البته مربوط به شکل یا جنس مواد به کار رفته در ساختمان آن نیست، بلکه به خاطر ارزش معنوی آن است. لذا حرمت و قداست تنبور نیز مربوط به مقام حقانی (کلام) است و تنبور در دورههای مختلف غالباً با این مقامها شناخته میشده است، این مقامها فقط توسط تنبور و آواز اجرا میشوند. هر کلام، شعر یا متنی ویژه دارد که سروده یا منسوب به یکی از بزرگان خاندانهای حقیقت است. متنها عموماً منظوم و هجایی و عمدتاً از کتاب نامه سرانجام و سایر کتب یارسان هستند. متنها بیشتر به لهجه اورافی هستند. کلامهای اصلی، دوره نسبتاً معینی را که شامل حدود 72 کلام است دربرمیگیرند و به کلامهای «پردیوری» معروفاند.
نتیجه گیری
بنابر یافته ها تنبور سازی است صرفا آئینی، مذهبی چنانکه دلیل پیدایش آن هم گویا همراهی کردن با «هوهوهوی» مستان در سللاله جم نشینان و عابدان معبد است. محتوای کلامهایی که به همراه تنبور و مقام هایش اجرا می شود بازنمای آئينی دارد. حوزه تخصصی کاربرد آن کرمانشاهان و گویندگان زبانی «گوران نو» است. گرچه فلسفه آغازین وجود تنبور فلسفه ایی آیینی- مذهبی بوده و هست اما بخاطر اهمیت و کاربرد افزون آن، در کنار کاربرد آیینی، شخصيتي عرفاني و حماسي را نیز به خود گرفته است. چنانكه در روزگار ما استادان و پيران تنبورنواز همچون استاد شهرام ناظری (از هنرمندان تنبور نواز یارسانی)، شاهنامه كردي را با نغمات تنبور بس خوش مي خوانند.
تنبور که مردمان اهل حق / یارسانی بخصوص در کرمانشاه قرنهای متمادی در نگاهداری آن و نغمات باستانی و اهورايي آن کوشيده اند سازی مذهبی و آييني و همدم قلندران عارف وحق پرستان است به طوريكه قبل و بعد از نواختن دست و دستانش را می بوسند و بر ديده مي گذارند. یارسانیان در احترام به این ساز آیینی علاوه بر بوسیدن آن (آنچنانکه مثلا مسیحیان و مسلمانان کتاب مقدسشان را بر دیده گذاشته و می بوسند)، پارچه سبزی را هم به نشان احترام به آن، آنچنانکه صرف حضور رنگ سبز در کنار یک شی یا ساز یا کتابی نشان از تقدس آن عنصر است واین خود دلایل ما را برای معرفی آیینی این ساز قوی و محکم تر می کند. به علاوه زندگی اهل حق پیوسته با ایدۀ قداست، از راه تنبور («تمووره» در کُردی) در منازل، شارِب بلند مردها، عکس چهره های مذهبی که در خانه ها آویزان است، اجرای سُلو یا گروهی نظم ها (مقام ها)، اجرای مراسم دعا دادن مواد خوراکی درجم) و حضور غذای متبّرک در خانه، وجود کتاب های اشعار مقدس (دفتر) در خانه ها، غروب آفتاب، و... پیوند دارد
تنبور به عنوان تنها ساز مقدّس، داشتن پیوند روشن و محکم با دین اهل حق، بستگی آن با آیین دعا دادن مواد خوراکی یعنی جم و جمع شدنهای عمومی در جم خانه، گروه همخوانی (کلام)، و اعتقاد دونادون و تجلی یکی از هفت تن/هفتن، اینها از جمله اصولاتی که با ساز تنبور اجرا خواهد شد. پس بطور خلاصه یافته ها نشان از این دارد که ساز تنبور در آغاز بر اساس سنت زبانی گورانیان و در ارتباط با دین و آیین آنان شکل گرفت طوریکه با وجود تغییر آیینی در میان آنان باز تنبور یار و یاور آنان شده و آنان را همراهی کرد آنچنانکه در گذشته هم یار و یاورشان بود.
منابع
- ژان دورینگ(1378). موسیقی و عرفان سنت اهل حق، ترجمه سودابه فضائلی، تهران، نشر پرسش.
- پیشینه ی فرهنگی هوره، سهامی
1-http://www.sirwanweekly.com/Default.aspx?TabId=58&nid=1707
- صفی زاده بورکه ایی، صدیق، (1361). نوشته های پراکنده درمورد یارسان- اهل حق، تهران، موسسه مطبوعاتی عطائی.
- رضایی
- خواجه وند، شاهرخ (2008). شناخت تنبور.
http://jamneshin.blogfa.com/cat-3.aspx
.هhttp://jamneshin.blogfa.com/cat-9.aspx
- گزارش تصویری / کنسرت موسیقی تنبور نوازان بیستون، چهارشنبه 05 دي 1386
http://artmusic.ir/news/show.asp?CC=24&Id=15920
- رحیمی صادق، کاوه (1387). تنبور
http://www.rahimikaveh.blogfa.com
- بى نياز، اميد(1386).گفت وگو با على اكبر مرادى تنبور نواز و استاد موسيقى نواحى ايران، داستان اين ساز پر رمز و ر
ا http://www.iran-newspaper.com/1386/860718/html/art.htm#s759111
- حمیدی، احمد (۱۳۸٤). تئوری موسيقی تنبور، تاريخچه...
http://www.tanboorali.persianblog.ir
: http://kerend.net/tanboor.htm-
- رستمی، جهانبخش(2007). تنبور، ساز مقدس عرفانی
http://www.tanbourgoran.com/bio.asp
- ئه یوب، ڕوسته م، یارسان ( لیکوڵینه وه یه کی میژوویی – دینییه ) سه باره ت به کاکه یی، سلێمانی، چاپی یه که م، 2006 ی عیسایی، له بڵاو کردنه وه کانی مه ڵ به ندی ڕوشنبیری هه ورامان.

